شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۷۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خویش را بر محرمان آن بت چین بسته‌ایمبلبلیم و بال بر دامان گلچین بسته‌ایم
۲
محفل روشندلان را با چراغان کار نیستخانه را از خویش چون آیینه آیین بسته‌ایم
۳
خاتم جمشید کز دست جهان گم گشته بودما گدایان بند از او بر کاسه چوبین بسته‌ایم
۴
پای نتوانیم ازین وحدت‌سرا بیرون نهادما حنا بر پای خود در خانهٔ زین بسته‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth