خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هزار خانه خرابی به شهر و ده دارمهوای وادی مجنون به دل گره دارم
۲
به صیدگاه دعا، کو غزال مقصودی؟که تیر بر سر دست و کمان به زه دارم
۳
جنون به سلسله آراست بس که اعضایمگمان برند که در تن مگر زره دارم
۴
تمام عمر ز بیم خزان درین گلشنچو غنچه برگ گلی چند در گره دارم
صفحهٔ ۱ از ۲