شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۷۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیمگریه ای سر کن که یار بی وفاداری سلیم
۲
با جفای او به غیر از این که سازی چاره نیستگر ز کوی او روی، دیگر کجا داری سلیم
۳
از حقیقت نیست ناخشنود رفتن زین چمنگر نداری گل به کف، خاری به پاداری سلیم
۴
در طلسم حیرت از سرگشتگی افتاده ایبند بر دل همچو سنگ آسیا داری سلیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth