شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جرعه‌ای ریز که تا چارهٔ خمیازه کنیمبوسه‌ای ده که به آن لب نمکی تازه کنیم
۲
بی نمک می شود آن چیز که پرشور شودفصل گل را ز پی می کشی اندازه کنیم
۳
عقل و دین رفت، به زنجیر چه حاجت دل رایک ورق قابل آن نیست که شیرازه کنیم
۴
به عدم نیست گذر قاتل ما را، تا چندهمچو منصور وطن بر سر دروازه کنیم؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth