شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانمز رسوایی چو صحرا، سترپوشم نیست دامانم
۲
به گوشی جا نمی یابم، نوای خارج آهنگمبه چشم هیچ کس خوش نیستم، خواب پریشانم
۳
ندارم هیچ غمخواری، مگر در عشق و رسواییچو زخم آید فراهم خود به خود چاک گریبانم
۴
ز مژگانم به هر جانب ز بس افشان خون داردبود چون کاغذ ابری، بیاض چشم گریانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth