شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز من مپرس چه از روزگار می‌خواهمچه چیز دارد، از او وصل یار می‌خواهم
۲
ز لاله و گل این باغ، ساده‌لوح‌ترمکه من طراوت ابر از غبار می‌خواهم
۳
به جز زیان چه رسد ز آرزوی خویش مراگل چراغم و باد بهار می‌خواهم
۴
درین محیط چنان الفتی‌ست با موجمکه تا سفینه ز چوب چنار می‌خواهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth