خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیمگاه با گل دستبازی، گه به سنبل داشتیم
۲
با جهان سودای ما نازکدلان صورت نبستاو چو آتش خار و خس میجست و ما گل داشتیم
۳
عالم مستیست ساقی، دور ما را مگذرانرفت آن دوران که ما تاب تغافل داشتیم
۴
ناخدا بر هم زن هنگامهٔ ما زود شدصحبتی با موج دریا بر سر پل داشتیم
صفحهٔ ۱ از ۲