خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حیرتم که ز گلشن چه چیز میخواهمنه گل نه خار به دامن، چه چیز میخواهم
۲
چو شمع چیست درین انجمن مرا مقصودچو آفتاب ز روزن چه چیز میخواهم
۳
چو ابر و باد، چه سرگشتهٔ گلستانمچو برق و مور ز خرمن چه چیز میخواهم
۴
نه آتشم من و نه دودم و نه خاکسترتمام عمر ز گلخن چه چیز میخواهم
صفحهٔ ۱ از ۲