شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاطر من نشکفد از وصل یار خویشتناین چمن رنگی ندارد از بهار خویشتن
۲
عشق از بس غافلم کرده ست از خود، می کنمهمچو طفلان خاکبازی با غبار خویشتن
۳
آخر کار محبت، جان به حسرت دادن استمی تراشد کوهکن سنگ مزار خویشتن
۴
در تمام عمر می سوزم برای دیگرانآتشم، آتش نمی آید به کار خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth