خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی ز نرگس تو آهوی ختن مجنونز شوق سرو قدت بید در چمن مجنون
۲
به نامه ام نتوان یافت جز پریشانیقلم ز شوق تو شوریده و سخن مجنون
۳
به هر حدیث صد آشفتگی نهان داریمکه هست لیلی ما را به پیرهن مجنون
۴
به او ز دور همه عمر عشق می بازیمسیاه خانه ی لیلی ست هند و من مجنون
صفحهٔ ۱ از ۲