خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دست ساقی، تا کی پیاله نوشیدن؟خوش است گل ز گلستان به دست خود چیدن
۲
لطیفه ی ست که در کار ناصحان از ماستچو گل شدن همه تن گوش و حرف نشنیدن
۳
کجاست ساقی مستان در انجمن، تا چندعبث نشستن و بر روی یکدگر دیدن
۴
گناه بنده خوش آید کریم مفلس راکه هیچ چیز ندارد برای بخشیدن
صفحهٔ ۱ از ۲