شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهار شد که رود هرکسی به راه چمنشکوفه رفت ز خلوت به بارگاه چمن
۲
بهار شد که ز شوخی دگر سوار شودبه اسب چوب چو اطفال، پادشاه چمن
۳
بهار شد که ز خلوت صراحی و میناروند از پی طاعت به عیدگاه چمن
۴
حریف لشکر خونریز غم نه ایم، ازانچو خیل سبزه گریزیم در پناه چمن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth