خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از پی اسرار خود، کم با کسی پرخاش کنراز پنهانی که داری همچو گل خود فاش کن
۲
در گره تا چند داری همچو گوهر آب راپنجهٔ مژگانی از دریادلی دُرپاش کن
۳
زشت اگر گفتم ترا، از من چرا رنجیدهایصورت خود را ببین و جنگ با نقاش کن
۴
زاهد آمد، ساقی از آن می که ما دانیم و توجرعهای در ساغرش ریز و چو ما رسواش کن
صفحهٔ ۱ از ۲