شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز عمر رفته چه نقصان به کامرانی منبود شکوفه ی پیری، گل جوانی من
۲
چو تب مفارقت از من گزید، می میرمکه آتش است چو شمع آب زندگانی من
۳
چمن به باد خزان داده ام، نمانده گلیبه غیر آبله در دست باغبانی من
۴
مرا به گلشن وصلت رسانده، نیست عبثبه بال خویش چو طاووس، گلفشانی من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth