خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من راز جهانم، بود افسانه به از منمعموره ام و گوشه ی ویرانه به از من
۲
هرگز نتوانم که سر از خاک برآرمآن مور ضعیفم که بود دانه به از من
۳
در خانه ز اسباب جهان هیچ ندارمکس ورنه ندارد چو کمان، خانه به از من
۴
در صحبت ما و تو چه گنجایش اینهاستنه شمع به از توست، نه پروانه به از من
صفحهٔ ۱ از ۲