شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نخورند در گلستان، گل و لاله آب بی‌توبه گلوی شیشهٔ می، نرود شراب بی‌تو
۲
چو دو یار مهربانی که ز هم جدا نگردندبه چمن نمی‌گذارد قدم آفتاب بی‌تو
۳
چو پیاله جلوه‌ای کن به بساط بزم مستانکه ز موج باده دارد قدح اضطراب بی‌تو
۴
نتوان کباب کردن اگر آتشی نباشدهمه حیرتم که من چون شده‌ام کباب بی‌تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth