خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سرو همچو سایه دوان در قفای توحسرت بهار را به خزان حنای تو
۲
خوبان به دیده بستر راحت فکنده انداز مخمل دوخوابه ی مژگان برای تو!
۳
ماند به سبحه، بس که پی وعده ی وصالخوبان گره زدند به بند قبای تو
۴
عمرت دراز باد که خاک مزار مادارد دری به خلد ز هر نقش پای تو
صفحهٔ ۱ از ۲