خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که چین دارد خم ابروی اوزلف دلگیر است در پهلوی او
۲
باد را ره نیست پیش او، مگرگل به ما گاهی رساند بوی او
۳
آسمان جز از ره افتادگیسبز نتواند شدن در کوی او
۴
می توان گفتش غزال شیرگیرخون شیران می خورد آهوی او
صفحهٔ ۱ از ۲