شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکوچه روی گاه سوی گنجه و گاهی باکو؟
۲
طرفه عهدی ست، که انگشت تحیر شده استآشنای همه لب، همچو نی تنباکو
۳
ای که از لطف، نگهدار همه دل هاییدل یاران همه بر جای خود است، از ما کو؟
۴
به سفر می روم و بسته به دل مهر وطنرشته ای از پی باز آمدنم چون ماکو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth