خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شعلهٔ حسنت را، جان ها شده پروانهدر حلقهٔ زلفت دل، مجنون و سیه خانه
۲
شب تا به سحر ای شمع از شوق وصال توآغوش دلم باز است همچون پر پروانه
۳
هرگاه به ما ساقی از غمزه اشارت کرداز کف دل پرخون را دادیم چو پیمانه
۴
از صحبت خاکستر، گردد دل من روشنچون آینه برعکس است، کار من دیوانه
صفحهٔ ۱ از ۲