شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراهبه ره هند شدند این دو پریشان همراه
۲
اولین گام به ره ماند چو میل فرسنگگردبادی که مرا شد به بیابان همراه
۳
دل دیوانهٔ ما فصل گل از عریانینه گریبان به چمن برد و نه دامان همراه
۴
از رخ ساقی و چشم تر من مستان راهمه جا ابر رفیق است و گلستان همراه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth