خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاهدرو چو قافله ی تشنه ایم بر سر چاه
۲
ز دست و پا زدن ما درین محیط چه سودفتاده ایم به گرداب چون شناور چاه
۳
ز آسمان کند آمد شد آه من که مرابه سوی بام بود راه خانه چون در چاه
۴
به حیرتم که شود نانم از کجا حاصلمرا که خضر شد از بهر آب، رهبر چاه
صفحهٔ ۱ از ۲