شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه می‌خواهد ترا، سامان نمی‌دارد نگاهدست گلچین در رهت دامان نمی‌دارد نگاه
۲
از هنر من تیغ جوهردار ایامم، ولیتیغ را دایم کسی عریان نمی‌دارد نگاه
۳
برنیاید بیرهٔ پانی ز دست اهل هندتیر هرگز این چنین پیکان نمی‌دارد نگاه
۴
با زلیخا ای صبا از پیر کنعانی بگوهیچ کس معشوق در زندان نمی‌دارد نگاه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth