شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۹۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شراب ای گل رعنا نهفته چند کشیپیاله نوشی و لب را به آب قند کشی
۲
بنوش جامی و چون گل شکفته شو، تا چندچو غنچه دامن لب را زنوشخند کشی؟
۳
ز مومیایی می ای شکسته دل مگذرچه لازم است که ناز شکسته بند کشی
۴
گرت به چشم بد روزگار افتد کاربه چشم، سرمه ز خاکستر سپند کشی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth