شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۹۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دلی دایم مرا، در سینه پیدا نیستیهمچو عکس آب در آیینه پیدا نیستی
۲
چند روزی شد که ای غم از دل ما رفته ایای حریف و همدم دیرینه پیدا نیستی
۳
کعبه را نازم که مستی را درو تعطیل نیستدر کجایی ای شب آدینه پیدا نیستی
۴
رفته ای در جامه ی دیگر مگر صوفی که بازدر درون خرقه ی پشمینه پیدا نیستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth