شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۹۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای کاش زخم سینه ی ما واکند کسیشاید ترحمی به دل ما کند کسی
۲
از ما چو برق می گذرد آفتاب ماکو فرصتی که عرض تمنا کند کسی
۳
تکلیف جلوه قامت او را ز عقل نیستآن فتنه را برای چه برپا کند کسی
۴
کس را چو تاب دیدن او نیست در جهانگردد چه آفتاب که پیدا کنی کسی؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth