شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۹۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کوی عشق نیست ز اهل وفا کسیهرگز نمی شود به کسی آشنا کسی
۲
دنبال آن که دست به وصلش نمی رسدتا کی رود چو سایه ی مرغ هوا کسی
۳
ما را چه چاره غیر مدارا به روزگارهرگز مباد کار، کسی را به ناکسی
۴
بر خاک، آبروی خود ای آسمان مریزهرگز نکرده است بزرگی به ما کسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth