خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۹۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم چون لاله افروزد ز داغیشود روشن، چراغی از چراغی
۲
به بزم آرایی این تیره طبعانعبث چون شمع می سوزم دماغی
۳
گل از نظاره منع او نمی کرداگر می داشت بلبل چشم زاغی
۴
ز شوق سرو قدی، چند نالانروم چون آب از باغی به باغی؟
صفحهٔ ۱ از ۲