خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۰ - ایضا در مدح خان مزبور
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به راه عشق بود نسخه ی پریشانیمرا ز نقش قدم تا به نقش پیشانی
۲
چو آینه همه عمرم به یک نگاه گذشتکسی مباد چو من در طلسم حیرانی
۳
چو رهزنی که به دنبال کاروان افتدفتاده در پی کردار من پشیمانی
۴
ز فکرکار خودم یک نفس رهایی نیستچو غنچه ام به گریبان خویش زندانی
صفحهٔ ۱ از ۱۶