شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۱ - در ستایش یوسف خان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ازان چو لاله نجنبم ز جا درین گلشنکه رفته بخت سیاهم به خواب در دامن
۲
نصیب چاک دلم نیست بخیه ای هرگزبه کشت ما نرسد آب چشمه ی سوزن
۳
ز بس ملالف درین بوستان سری دارمکه همچو غنچه گریبان نداند از دامن
۴
دمی چگونه برآرم به خوشدلی، که نیمز روزگار چو سوداییان دمی ایمن
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth