شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۲ - ایضا در مدح یوسف خان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به کی باشم از پریشانیچون نگه، پایمال حیرانی
۲
چند چون زلف دلبران پیچدنفسم در گلو ز پیچانی
۳
کیستم من به تنگنای جهانبی گناهی همیشه زندانی
۴
تا ز بند زمانه نگریزمآفتابم کند نگهبانی
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth