شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان به پیش فلک نالم از غمت شب‌هاکه خون دل می‌چکد از دیده‌های کوکب‌ها
۲
چو بسته خون دلم را به خویش می‌آردبرای خنده گشایم اگر ز هم لب‌ها
۳
نگاه برق گذارش چو شمع دل‌ها گشتشرار شعلهٔ آهم شده است کوکب‌ها
۴
دلم ز سختی ره ناله می‌کند چو جرسکه سنگ راه طلب گشته است مطلب‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth