خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داغ تو بود لاله صفت زیب تن ماچون غنچه بود زخم تو جزو بدن ما
۲
دور از گل رخسار تو مانند شکوفهاز پنبهٔ داغ است به تن پیرهن ما
۳
ما بلبل پر سوختهٔ گلشن عشقیمنشکفت گلی غیر جنون از چمن ما
۴
ای مرده دلان یک نفس از ما نگریزیدبوی دم عیسی شنوید از سخن ما
صفحهٔ ۱ از ۲