خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مینهد بر سینه، داغم، عشق سیماندامهایا برای مرغ دل میگسترد گل، دامها
۲
سینه را چندان کند تا از برش دور افکندمیکند دایم نگین پهلو تهی زین نامها
۳
نیست حرف راستبازانت، دورو، کاین قوم راغنچه آسا لخت دل باشد زبان در کامها
۴
خرم آن بیدل که در شبهای هجران با تو بودگرم گلبازی ز رفت و آمد پیغامها
صفحهٔ ۱ از ۲