خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش رانقاب از پرنیان گل سزد حسن فرنگش را
۲
نگاه نازپرورد تو بر کهسار اگر افتدبه چشم شوخی مژگان بود رگهای سنگش را
۳
مشو غافل! زبان ناز هم فهمیدنی داردهزاران آشتی باشد نهان در پرده جنگش را
۴
ز بس جوش لطافت در نظرها در نمیآیدنقاب از بوی گل سازند حسن نیم رنگش را
صفحهٔ ۱ از ۲