خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین در خاک اگر باشد تپش جسم نزارم رازند بر شیشهٔ چرخ برین سنگ مزارم را
۲
نه تنها درد حرمان تو روزم را سیه داردچو داغ لاله در خون میکشد شبهای تارم را
۳
به یاد آن بهار جلوه گلریزان اشک منکند رشک گلستان ارم، جیب و کنارم را
۴
عجب گر تا دم محشر ز خواب ناز برخیزدربود از بس که چشم نیم مست او قرارم را
صفحهٔ ۱ از ۲