خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نصیبی گر ز سوز سینهام میبود مجنون راز ابر چشم تر دریای خون میکرد هامون را
۲
دمی گر پشتگرمی از بسوی باده میدیدمسبک میکردم از بار خرد دوش فلاطون را
۳
نماید از پس تسخیر عالم خسرو حسنتنگین کَنده از موج نزاکت لعل میگون را
۴
خدا از چشم بد لیلینگاهان را نگه داردرواجی دادهاند از تیغ ابرو دین مجنون را
صفحهٔ ۱ از ۲