خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود رازنقد و جنس خالی ساختم گنجینهٔ خود را
۲
بیفزاید به قدر محنت و غم رتبهٔ دلهایکی صد می شود چون بشکنی آیینهٔ خود را
۳
زلب بر لب نهادن کی تسلی می شوم ساقیسرت گردم دمی بر سینه ام نه سینهٔ خود را
۴
مکن تکلیف صهبا ساقی ارباب مروت راچسان بیرون کنم از دل غم دیرینهٔ خود را
صفحهٔ ۱ از ۲