شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه در وصال و نه هجران بود قرار مرانه در خزان شکفد دل نه در بهار مرا
۲
لباس دولت دنیاست بر تنم سنگیننهال پانم و گردیده برگ بار مرا
۳
صدای شیون زنجیر دارد اعضایمشکسته است زبس بی تو روزگار مرا
۴
چنان به بوی گل عارض تو خرسندمکه بی دماغ کند نکهت بهار مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth