خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مزاج شعله بود وضوح شوخ و شنگ ترازهم چه فرق شتاب بود و درنگ ترا
۲
مباد چون عرق شرم قطره قطره چکدچنین که جوش ترقیست آب و رنگ ترا
۳
دلم زقهر و عتاب تو برد لذت لطفکه رنگ و بوی گل آشتی ست جنگ ترا
۴
بجز مشاهدهٔ طوطی خط سبزانز روی آینهٔ دل که برد زنگ ترا
صفحهٔ ۱ از ۲