خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افزود عشق قدر دل دردناک رااکسیر درد کرده زر این مشت خاک را
۲
از آفتاب روز جزا فیض بیخودیآسوده کرد سایه نشینان تاک را
۳
مهمان نواز باش و برای خدا مکنآلودهٔ هزار گنه جان پاک را
۴
عشقش چنان نهفته بماند که دست شوقدر جیب صبر ریخته گلهای چاک را
صفحهٔ ۱ از ۱