خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخی زآتش می رشک ایمن ست تراچراغ بزم ز روی تو روشن است ترا
۲
به پیچ و تاب اگر تن دهی چو جوهر تیغهمیشه پشت به دیوار آهن است ترا
۳
به زور پستی فطرت فتاده ای به زمینفراز عرش وگرنه نشیمن است ترا
۴
تهی ز خویش شدی گرچو کسوت فانوسفروغ شمع غباری به دامن است ترا
صفحهٔ ۱ از ۲