خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به پیری نشد چاره گردن کشان راکه زورین کند حلقه گشتن کمان را
۲
ز ترک هوابشکفان غنچهٔ دلبه یک گل گلستان کن این خاکدان را
۳
صفا بس که اندوخت سر تا به پایشتوان دید از آن سینه راز نهان را
۴
دلم محو رویی است کز جوش حیرتکند عکسش آیینه آب روان را
صفحهٔ ۱ از ۲