خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دست درد مجنونمشربان را در بیابانهابه دامن میرسد مانند گل چاک گریبانها
۲
مبادا خار خواهش دامن دل را به چنگ آرددر این گلشن به رنگ غنچه جمع آرید دامانها
۳
چرا شیرین نباشد گفتگوی شکرین لعلیکه میریزند در بزمش به ساغر شیرهٔ جانها
صفحهٔ ۱ از ۱