خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیچ و تاب غم فزاید انبساط مرد رادل طپیدن دست گلباز است عاشق درد را
۲
هر که تن را دوست دارد دشمن جان خود استبه که افشانی ز دامان ذلت این گرد را
۳
پشت و روی کار خود با چشم عبرت دیده استچون گل رعنا نخواهد آنکه سرخ و زرد را
۴
امتیاز اهل تجرد را بود از کسر نفسنشکنند ارباب دفتر گوشهٔ هر فرد را
صفحهٔ ۱ از ۲