خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجاچو شبنم باختم از یک نگه بود و نبود اینجا
۲
نماز و سبحه و کبر و ریا ارزانی زاهدبود بر خاک خجلت روی مالیدن سجود اینجا
۳
کدامین عیب باشد هم ترازو خودستایی رابود بر ساده لوحی رحم کو خود را ستود اینجا
۴
چه پرسی حال دل کان غمزه هر کس را بزد تیغینخستین ضرب دست خویشتن را آزمود اینجا
صفحهٔ ۱ از ۲