شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خاک مرا ز آتش دل گشت بدن آبشد هممچو حبابم کفن از پهلوی تن آب
۲
از هر گل این باغ شمیم جگر آیدگویا که ز ابر مژه ام خورده چمن آب
۳
چون غنچه بهر قطرهٔ اشکم گل زخمی استبرداشته از چاک جگر دیدهٔ من آب
۴
از یاد شکرخند تو گردیده ز شبنمگرداب صفت غنچهٔ گل را بدهن آب
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth