شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده از فیض تو پریخانه شده استنکته از جوش تماشای تو دیوانه شده است
۲
می پرستان همه وارسته ز بند خویشندخط آزادی دلها خط پیمانه شده است
۳
نرسیدی دمی ای بخت به فریاد دلمبهر خواب تو مگر ناله ام افسانه شده است
۴
در هوای طلب وصل تو ای شمع نگاهنفس سوخته خاکستر پروانه شده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth