خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو دل را سیر گلشن باعث آرام نیستلاله و گل را شراب عیش ما در جام نیست
۲
بسکه در هر حالتی طبعت به شوخی مایل استون در غلطان ترا در خواب هم آرام نیست
۳
اینقدر ناآشنایی هم زخوبان ناخوش استچون تغافل بگذرد از حد کم از ابرام نیست
۴
جنگهای آشتی فرمای او را دیده امهیچ حلوا پیش ما شیرین تر از دشنام نیست
صفحهٔ ۱ از ۲