خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق آنجا کز پی ایجاد عالم رنگ ریخترنگ ویرانی مرا در دل به صد نیرنگ ریخت
۲
مو به مویم شد زجوش شوق بیتاب سماعنالهٔ قانون دل از بسکه سیر آهنگ ریخت
۳
بسکه بردم شکوهٔ سنگین دلی هایت به خاکبر سر کوی تو بعد از من غبارم سنگ ریخت
۴
نالهٔ بیتاب عشق از بسکه وحشت خیز بودساقی حسن ترا از کف شراب رنگ ریخت
صفحهٔ ۱ از ۲